Toggle stanza 1
مکن به غنچه گره نوبهار عالم را
1
مکن به غنچه گره نوبهار عالم را
تبسمی کن و بگشای کار عالم را
2
به خنده ای گل بی خار می توانی کرد
اگر التفات کنی، خارزار عالم را
3
فلک سوار چو عیسی نمی توانی شد
ز خویش تا نفشانی غبار عالم را
4
کجی ز مار به افسون نمی توان بردن
چگونه راست توان کرد کار عالم را
5
مبند نقش اقامت که همچو موج سراب
قرار نیست دمی پود و تار عالم را
6
نتیجه ای به جز از خانمان خرابی نیست
خرابی دل امیدوار عالم را
7
عجب که روز قیامت ز خاک برخیزد
به دوش هر که نهادند بار عالم را
8
خوشا کسی که چو صائب ز خاکساری ها
به دیده خاک زند اعتبار عالم را

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor