غزل شمارهٔ 3551

Toggle stanza 1
تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
1

تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟

رگ من جاده نشتر آزار بود

2

همچنان در ته دیوار شکسته است تنم

اگرم بال هما طره دستار بود

3

تازه و تر برساند به بهار دگرش

گل اگر در قفس مرغ گرفتار بود

4

چند در کوی تو ای خانه برانداز وفا

نامه ام در بغل رخنه دیوار بود؟

5

ثمر پخته نگیرد به سر شاخ قرار

سر منصور ز خامی است که بر دار بود

6

نتوان حرف کشید از لب ما چون لب جام

ساکن میکده شرط است که ستار بود

7

کمترین عقده سر در گم او آبله است

در ره عشق که یک عقده گشا خار بود

8

لذت عشق فراموش نگردد صائب

این نه درسی است که محتاج به تکرار بود

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor