غزل شمارهٔ 4836
Toggle stanza 1سر گرانیهای او را از من حیران مپرس
11
سر گرانیهای او را از من حیران مپرس
وزن کوه قاف را از پله میزان مپرس
22
ذکر وحشت، داغ وحشت دیدگان را ناخن است
یوسف بی جرم را از چاه و از زندان مپرس
33
شور بحر از لوح کشتی می توان چون آب خواند
در دل صد پاره ما بنگر از طوفان مپرس
44
از سیاهی می شود سر رشته گفتار گم
زینهار از تیرگیهای شب هجران مپرس
55
چشم و زلف و قامت آن آفت جان را ببین
عاشقان را از دل و از دین و از ایمان مپرس
66
از هدف تیر هوایی را نمی باشد خبر
خانه بردوشان غربت را ز خان و مان مپرس
77
گردباد وادی حیرت ز منزل غافل است
راه کوی لیلی از مجنون سرگردان مپرس
88
از مروت نیست آزردن دل بیمار را
چون نداری چاره ای، از درد بی درمان مپرس
99
برنمی آید صدا از شیشه چون شد توتیا
از دل ما سرگذشت سختی دوران مپرس
1010
نیست صائب زاهد بی مغز را از دل خبر
از حباب پوچ حال گوهر غلطان مپرس
Sources
Persian text source: Ganjoor

