Toggle stanza 1
شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد
1

شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد

ز شیرینی زبانش بوسه در پیغام می‌پیچد

2

گل امیدواری می‌توان چید از عتاب او

به ظاهر گرچه گوش آرزوی خام می‌پیچد

3

دل پرخون عاشق می‌شود گلگونه رویش

به این عنوان اگر آن زلف عنبرفام می‌پیچد

4

درین صحرا که دامن بر کمر بسته است کهسارش

زهی غافل که پا در دامن آرام می‌پیچد

5

رهایی نیست از موج حوادث بی‌قراران را

ز بی‌تابی به بال و پر فزون این دام می‌پیچد

6

ز غفلت رشته امید خود کوتاه می‌سازد

گدای کوته‌اندیشی که در ابرام می‌پیچد

7

به دست پر، عنان نتوان گرفتن اسب سرکش را

تهیدستی عنان نفس بدفرجام می‌پیچد

8

اگر صید مراد هر دو عالم در کمند آرد

ز ناکامی همان صائب دل خودکام می‌پیچد

Sources

Persian text source: Ganjoor