غزل شمارهٔ 5848
Toggle stanza 1ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
11
ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
محراب را به سجده بتخانه برده ایم
22
ابروی قبله در گره سبحه گم شده است
تا رخت خود ز کعبه به بتخانه برده ایم
33
آیینه شکسته تجلی پذیر نیست
دل را عبث برابر جانانه برده ایم
44
خمها چو فیل مست سر خود گرفته اند
از بس که دردسر سوی میخانه برده ایم
55
زان خرمنی که خوشه پروین در او گم است
روزی مور باد اگر دانه برده ایم
66
صائب به زور بازوی طبع بلند خویش
گوی سخن ز عرصه دلیرانه برده ایم
Sources
Persian text source: Ganjoor

