Toggle stanza 1
یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت
1

یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت

هر صدف یک دامن گوهر، طراز گوش داشت

2

پرده فانوس در بیرون در می کرد سیر

شمع را پروانه گستاخ در آغوش داشت

3

باده ها بی ساغر و مینا به دور افتاده بود

مجلس ما مطرب از گلبانگ نوشانوش داشت

4

در تنزل بود دایم با اسیران لطف چرخ

صحبت امروز ما دایم حسد بر دوش داشت

5

مهر خاموشی نه امروز از لب ما دور شد

دیگ ما را جوش دل پیوسته بی سرپوش داشت

6

شد بهار و بلبل این باغ رنگ گل ندید

بس که گلها را حجاب حسن شبنم پوش داشت

7

چشم ما تا بود گریان، بود طوفان در تنور

بود دریا در قفس، تا سینه ماجوش داشت

8

زلف و خط نگذاشت افتد چشم ما بر روی یار

موج جوهر دایم این آیینه را خس پوش داشت

9

این جواب آن غزل صائب که می گوید غنی

یاد ایامی که دیگ شوق ما سرپوش داشت

Sources

Persian text source: Ganjoor