غزل شمارهٔ 6293
Poet: Saib
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: نگنیاردبیرون
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
11
جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
صیقل این آینه از زنگ نیارد بیرون
22
پیش ما سوختگان خام بود سوخته ای
که شرار از جنگ سنگ نیارد بیرون
33
ناقصان عاشق رنگینی لفظند که طفل
از گلستان گل بی رنگ نیارد بیرون
44
نشود در نظرش زشتی دنیا روشن
تا کسی آینه از زنگ نیارد بیرون
55
چه کند زخم زبان با دل سختی که تراست؟
نیشتر خون ز رگ سنگ نیارد بیرون
66
شب امید مرا صبح نگردد طالع
تا عذارش خط شبرنگ نیارد بیرون
77
لذت درد حرام است بر آن بی توفیق
که ز گلزار دل تنگ نیارد بیرون
88
نشود عالم افسرده گلستان صائب
تا سر از خم می گلرنگ نیارد بیرون
Sources
Persian text source: Ganjoor

