Toggle stanza 1
تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
1

تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید

سرو را فاخته از طوق به زنجیر کشید

2

هرگز از سیل گرانسنگ، عمارت نکشد

آنچه ویرانه ام از منت تعمیر کشید

3

عشق خوش سهل برآورد مرا از دو جهان

نتوان موی چنین از قدح شیر کشید

4

نتوانست دل سخت ترا نرم کند

آه گرمم که گلاب از گل تصویر کشید

5

قدم راست روان خضر ره توفیق است

سر چو پیکان نتوان از قدم تیر کشید

6

بالش از دامن حوران بهشتی نکند

خواب ما بس که پریشانی تعبیر کشید

7

در خم زلف گرهگیر تو عاجز شده است

دل صائب که عنان از کف تقدیر کشید

Sources

Persian text source: Ganjoor