Toggle stanza 1
ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز
1

ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز

امید مزرع آمال را کند سرسبز

2

بهارِ حسنِ تو افتاده آنقدر تردست

که تخمِ سوخته خال را کند سرسبز

3

کسی به وصل شکر می‌رسد که چون طوطی

ز اشکِ تلخ پروبال را کند سرسبز

4

کند امیدِ من آن روزِ صورتی پیدا

که آبِ آینه تمثال را کند سرسبز

5

ز فکرِ تازه برومند گشت خامهٔ من

که فتحِ رأیت اقبال را کند سرسبز

6

ز باده نشو و نما کرد زنگِ کُلفتِ من

که آب سبزهٔ پامال را کند سرسبز

7

کنون که ابرِ مروت شده است خشک، مگر

بخونِ دل کسی آمال را کند سرسبز

8

ز آه و ناله توان یافت حالِ دل صائب

که ترجمان سخن لال را کند سرسبز

Sources

Persian text source: Ganjoor