غزل شمارهٔ 6092
Poet: Saib
Toggle stanza 1آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
11
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
نیست هرگز بی چراغی گوشه محراب من
22
شورشی دارم که می پاشم چو ابر از یکدگر
کوه قاف آید اگر پیش ره سیلاب من
33
شوربختی بین که ریزد بحر با چندین گهر
خار و خس در کاسه دریوزه گرداب من
44
می برد بر حال قارون رشک در زیر زمین
در ته گرد کسادی گوهر شاداب من
55
چند بتوان آبروی گریه پیش صبح ریخت؟
تا به کی صرف زمین شور گردد آب من؟
66
از شتاب عمر گفتم غفلت من کم شود
زین صدای آب سنگین تر شد آخر خواب من
77
مرگ نتواند مرا از بی قراری بازداشت
می شود صائب ز کشتن زنده تر سیماب من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

