غزل شمارهٔ 1086
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: لازشکستنایمناست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است
11
مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است
گوشه این فرد باطل از شکستن ایمن است
22
با دل آگاه دارد کار عشق سنگدل
بیشتر دلهای غافل از شکستن ایمن است
33
دانه نشکسته می دارد خطر از آسیا
تا درستی نیست با دل از شکستن ایمن است
44
در گذر از پیکر خاکی که کشتی در محیط
تا نیارد رو به ساحل از شکستن ایمن است
55
چون به هم پیوست دلها سد آهن می شود
توبه یاران یکدل از شکستن ایمن است
66
عشق کار مومیایی می کند با رهروان
پای هر کس شد درین گل از شکستن ایمن است
77
پرده شرمی اگر با آفتاب جود هست
رنگ بر رخسار سایل از شکستن ایمن است
88
محو نتوان کرد از دل پیچ و تاب عشق را
تا قیامت این سلاسل از شکستن ایمن است
99
هر کجا صائب شود ستاری حق پرده پوش
رنگ دعویهای باطل از شکستن ایمن است
Sources
Persian text source: Ganjoor

