Toggle stanza 1
مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است
1

مردم بیدرد را دل از شکستن ایمن است

گوشه این فرد باطل از شکستن ایمن است

2

با دل آگاه دارد کار عشق سنگدل

بیشتر دلهای غافل از شکستن ایمن است

3

دانه نشکسته می دارد خطر از آسیا

تا درستی نیست با دل از شکستن ایمن است

4

در گذر از پیکر خاکی که کشتی در محیط

تا نیارد رو به ساحل از شکستن ایمن است

5

چون به هم پیوست دلها سد آهن می شود

توبه یاران یکدل از شکستن ایمن است

6

عشق کار مومیایی می کند با رهروان

پای هر کس شد درین گل از شکستن ایمن است

7

پرده شرمی اگر با آفتاب جود هست

رنگ بر رخسار سایل از شکستن ایمن است

8

محو نتوان کرد از دل پیچ و تاب عشق را

تا قیامت این سلاسل از شکستن ایمن است

9

هر کجا صائب شود ستاری حق پرده پوش

رنگ دعویهای باطل از شکستن ایمن است

Sources

Persian text source: Ganjoor