غزل شمارهٔ 1203

Toggle stanza 1
تا نپوشیده است روی خال را خط دیدنی است
1

تا نپوشیده است روی خال را خط دیدنی است

تا نگردیده است صاحب تخم ریحان چیدنی است

2

می توان خواند از جبین باغبان حال چمن

پیشتر از نامه دیدن رنگ قاصد دیدنی است

3

هیچ کافر را الهی یار هر جایی مباد!

سرگذشت بلبلان این چمن نشنیدنی است

4

وقت آن کس خوش که از آغاز چشم خویش بست

چون نظر از کار عالم عاقبت پوشیدنی است

5

می رود بر باد آخر چون ز بیداد خزان

با لب خندان سر خود همچو گل بخشیدنی است

6

خوشه چین خرمن ناکشته بودن مشکل است

در بهار زندگانی دانه ای پاشیدنی است

7

هر قدم چاهی است از چشم حسودان پر ز تیغ

دامن از خاک وطن چون ماه کنعان چیدنی است

8

نسخه مغلوط در دیوان محشر باب نیست

چون قلم بر نسخه اعمال خود گردیدنی است

9

تا بدانند از چه گلزاری جدا افتاده اند

یک دو گل زین بوستان از بهر یاران چیدنی است

10

دوست می دارند صائب عاشقان اغیار را

دست و پای باغبان بوی گل بوسیدنی است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor