غزل شمارهٔ 5933
Toggle stanza 1یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
11
یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
تا شیشه به بالین نبود خواب نداریم
22
تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم
چون شیشه خالی به جگر آب نداریم
33
در روز حریفان دگر باده گسارند
ماییم که می در شب مهتاب نداریم
44
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
55
از نقش تو فانوس خیالی شده هر چشم
چون شمع عجب نیست اگر خواب نداریم
66
در دایره بی سببی نقطه محویم
هرگز خبر از عالم اسباب نداریم
77
آیینه ما گرد تعلق نپذیرد
ما چشم به خاکستر سنجاب نداریم
88
گرگان به سمورند نهان تا به گریبان
ما بی دهنان طالع سنجاب نداریم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

