غزل شمارهٔ 272
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: اریطمعداریمما
Poetic form: Ghazal
Reciter: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
11
از حیات بی وفا یاری طمع داریم ما
در نشیب از سیل خودداری طمع داریم ما
22
در گلستانی که خاک از باد سبقت می برد
از گل و شبنم وفاداری طمع داریم ما
33
خویش را دیوار نتواند ز بیهوشی گرفت
در خراباتی که هشیاری طمع داریم ما
44
رشته طول امل را دام مطلب کرده ایم
از ره خوابیده بیداری طمع داریم ما
55
صیقل از آیینه ما شد هلال منخسف
هرزه از روشنگران یاری طمع داریم ما
66
بر سر هر موی خود صد کوه آهن بسته ایم
با چنین قیدی سبکباری طمع داریم ما
77
در جهان بی نیازی کارها را مزد نیست
از سفاهت مزد بیکاری طمع داریم ما
88
نیست در آیینه پیشانی روشنگران
آنچه از گردون زنگاری طمع داریم ما
99
گوهر ما برنمی دارد عمارت همچو گنج
از جهان گل چه معماری طمع داریم ما؟
1010
ساده لوحی بین که از سوهان ناهموار چرخ
صاف ناگردیده، همواری طمع داریم ما
1111
کعبه را از باددستی در فلاخن می نهد
از خم زلفی که دلداری طمع داریم ما
1212
صحبت خاکستر و آیینه را تا دیده ایم
روسفیدی از سیه کاری طمع داریم ما
1313
یوسف ما در لباس گرگ می آید به چشم
صائب از اخوان چرا یاری طمع داریم ما؟

