Toggle stanza 1
از شراب لعل تا رخسار را افروختی
1

از شراب لعل تا رخسار را افروختی

هر که را بود آرزوی خام در دل سوختی

2

دخل بی اندازه را ناچار خرجی لازم است

روی دل بنما به قدر آنچه دل اندوختی

3

در دل فولاد جوهر موی آتشدیده شد

تا ز عارض خانه آیینه را افروختی

4

آن که عمرش صرف شد در دلبری آموختن

کاش دلداری هم از ما اندکی آموختی

5

بی پر و بالی پر و بالی است در راه طلب

می شود روشن چراغت چون نفس را سوختی

6

قسمت خاک است هر دخلی که بیش از خرج شد

من گرفتم همچو قارون گنجها اندوختی

7

یک دل سنگین نگردید از دم گرم تو نرم

در سخن هر چند صائب بیش خود را سوختی

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6663 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood