غزل شمارهٔ 280
Toggle stanza 1چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما
11
چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ما
باده از جوش نشاط افتاد و در جوشیم ما
22
ناله ما حلقه در گوش اجابت میکشد
کز سحرخیزان آن صبح بناگوشیم ما
33
قطره اشکیم با آوارگی هم کاروان
در کنار چشم از خاطر فراموشیم ما
44
فتنه صد انجمن، آشوب صد هنگامهایم
گر به ظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما
55
بی تأمل چون عرق بر روی خوبان میدویم
چون کمند زلف، گستاخ بر و دوشیم ما
66
پیکر ما میکند شمشیر را دندانهدار
در لباس از جوهر ذاتی زره پوشیم ما
77
کار روغن میکند بر آتش ما آب تیغ
خون منصوریم، دایم بر سر جوشیم ما
88
خرقه درویشی ما چون زره زیر قباست
پیش چشم خلق ظاهربین قباپوشیم ما
99
نامه پیچیده را چون آب خواندن حق ماست
کز سخن فهمان آن لبهای خاموشیم ما
1010
از شراب ما رگ خامی است صائب موج زن
گرچه عمری شد درین میخانه در جوشیم ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ما
یک مژه تا واشود صد دشت آغوشیم ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 229
حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما
همچوشبنم با نسیم صبح همدوشیم ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 230
گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
از ته دل چون خم سربسته در جوشیم ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 279

