غزل شمارهٔ 6822
Toggle stanza 1آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
11
آنچه من یافتم از چهره زیبای کسی
به دو عالم ندهم ذوق تماشای کسی
22
از خدا می طلبم عمر درازی چون زلف
که کنم مو به مو سیر سراپای کسی
33
تیغ از جوهر خود سلسله جنبان دارد
نیست ابروی ترا چشم به ایمان کسی
44
آن که در خلوت آیینه ندارد آرام
چه خیال است شود انجمن آرای کسی؟
55
بخت سبزی ز خدا همچو حنا می خواهم
که بمالم رخ پر خون به کف پای کسی
66
چشم دارم که مرا از دو جهان طاق کند
طاق مردانه ابروی دلارای کسی
77
خار در پیرهنم جلوه یوسف دارد
تا شدم بی خبر از ذوق تماشای کسی
88
خاک دریا شده از موجه آغوش امید
تا کجا جلوه کند قامت رعنای کسی
99
من که از تلخی دشنام شوم شادی مرگ
چه توقع کنم از لعل شکرخای کسی؟
1010
جای رحم است بر آن قطره شبنم صائب
که نظر آب نداد از رخ زیبای کسی
Sources
Persian text source: Ganjoor

