غزل شمارهٔ 1805
Poet: Saib
Toggle stanza 1سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
11
سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
نفس و بال بود بر دلی که نالان نیست
22
چه نسبت است به عمر ابد شهادت را؟
که آب تیغ، گرانجان چو آب حیوان نیست
33
شد از گرفتگی عقل، کار بر من سخت
سزای سنگ بود پسته ای که خندان نیست
44
تمام رحمت و لطف است عشق بنده نواز
چه شد که آب مروت به چشم اخوان نیست
55
ز درد و داغ محبت مگو به مرده دلان
تنور سرد، سزاوار بستن نان نیست
66
به یک دو هفته ز منت هلال شد، مه بدر
شکستن لب نان سپهر آسان نیست
77
عدم ز قرب جوار وجود زندان است
وگرنه کیست که از زندگی پشیمان نیست؟
88
هوا به دولت پیری مسخر من شد
قد خمیده کم از خاتم سلیمان نیست
99
خلاص کرد مرا شور عشق از عالم
برای داغ، حصاری به از نمکدان نیست
1010
خوشم به دامن صحرای بیخودی صائب
که نقش پای غزالی در آن بیابان نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

