Toggle stanza 1
جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر
1

جز آن لبهای میگون دل راچاره دیگر

نمی چسبد کباب من به آتشپاره دیگر

2

به تسلیم از محیط بیکران جان می توان بردن

بجز بیچارگی عاشق ندارد چاره دیگر

3

به یک دیدن سرآمد عمر من چون چشم قربانی

خوشا چشمی که دارد فرصت نظاره دیگر

4

اگر از اهل قرآن نیستی باری خمش منشین

که دندان بهر ذکر حق بود سی پاره دیگر

5

مراازوادی سر گشتگی دل چون برون آرد؟

چسان رهبر شود آواره را آواره دیگر

6

ربودن همچو موران دانه تاچند از دهان هم؟

چه جویی روزی خودراز روزی خواره دیگر؟

7

مباش از بیکسی غمگین چون گوهر یتیم افتد

کند آماده بحر ازهر صدف گهواره دیگر

8

زخامی بر نمی آرد مرا دوزخ، مگر صائب

دهم هر پاره دل را به آتشپاره دیگر

9

چنان ازداغ روشن شد دل صد پاره ام صائب

که از هر پاره دارم درنظر مه پاره دیگر

Sources

Persian text source: Ganjoor