Audio
Toggle stanza 1
ما گرچه در بلندی فطرت یگانه‌ایم
1

ما گرچه در بلندی فطرت یگانه‌ایم

صد پله خاکسارتر از آستانه‌ایم

2

دیدیم اگرچه سنگ در او بارها گداخت

ما غافل از گداز درین شیشه خانه‌ایم

3

در گلشنی که خرمن گل می‌رود به باد

در فکر جمع خار و خس آشیانه‌ایم

4

از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را

در زندگی به خواب و به مردن فسانه‌ایم

5

چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان

در آرزوی یک نفس بی‌غمانه‌ایم

6

چون زلف هرکه را که فتد کار در گره

با دست خشک عقده گشا همچو شانه‌ایم

7

دایم کمان چرخ بود در کمین ما

در خاکدان دهر همانا نشانه‌ایم

8

آنجاست آدمی که دلش سیر می‌کند

ما در میان خلق همان بر کرانه‌ایم

9

ما را زبان شکوه ز بیداد یار نیست

هرچند آتشیم ولی بی‌زبانه‌ایم

10

گر تو گل همیشه بهاری زمانه را

ما بلبل همیشه بهار زمانه‌ایم

11

در محفلی که روی تو عرض صفا دهد

سرگشته‌تر ز طوطی آیینه خانه‌ایم

12

صائب گرفته‌ایم کناری ز مردمان

آسوده از کشاکش اهل زمانه‌ایم

Audio

0:000:00

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor