Toggle stanza 1
با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت
1

با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت

از دانه مرغ ما به گرههای دام ساخت

2

خورشید در دو هفته کند ماه را تمام

حسن تو کار من به نگاهی تمام ساخت

3

هر چند هست بی ادبی خواهش دگر

زان لب نمی توان به جواب سلام ساخت

4

خواهد به فکر حلقه آغوش ما فتاد

سروی که طوق فاخته را خط جام ساخت

5

با بلبلان مضایقه در می کجا کند؟

شاخ گلی که آب روان را مدام ساخت

6

آیینه رخ تو مگر آب خضر بود؟

کز موم سبز، طوطی شیرین کلام ساخت

7

از دست داد دامن دریا به یک حباب

هر پست فطرتی که ز ساقی به جام ساخت

8

بی حاصلی که گشت بدآموز آرزو

از طفل مشربی به ثمرهای خام ساخت

9

صائب دلش ز وضع مکرر سیاه شد

چون لاله غافلی که به عیش مدام ساخت

Sources

Persian text source: Ganjoor