Toggle stanza 1
دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز
1

دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز

داغها از لاله دارد سینه هامون هنوز

2

دامن از خون شفق صبح قیامت پاک کرد

می تراود از سر خاک شهیدان خون هنوز

3

گرچه شیرین سبکرو عمرها شد رفته است

شمع روشن می توان کرد از پی گلگون هنوز

4

نگسلد پیوند روحانی ز دست انداز مرگ

می توان از خم شنید آواز افلاطون هنوز

5

عشق بر لوح دلم روزی که رنگ داغ ریخت

ساده بود از نفش اختر صفحه گردون هنوز

6

زان می روشن که در پیمانه خورشید ریخت

عشق آتشدست، می گردد سرگردون هنوز

7

صائب از اشکی که چشم من نثارش کرده است

می جهد چون برق نبض موجه جیحون هنوز

Sources

Persian text source: Ganjoor