Toggle stanza 1
اگر فتح جگرداران به تیغ افراختن باشد
1

اگر فتح جگرداران به تیغ افراختن باشد

مرا امید نصرت از سپر انداختن باشد

2

نگردد شمع خرج گاز چون خاموش می گردد

گل خیر زبان آتشین سر باختن باشد

3

دل خود می خورد دیوانه دور از حلقه طفلان

که غمگین ساز سیر آهنگ از ننواختن باشد

4

گر از روشندلانی از گداز تن مشو غافل

که کار شمع در دلهای شب بگداختن باشد

5

شود تیغ زبان خار، خرج آتش از تندی

ز زخم خار، گل امن از سپر انداختن باشد

6

مقامات محبت را به زهد خشک طی کردن

به صحرای پر آتش اسب چوبین تاختن باشد

7

نثار تیغ سیراب شهادت نقد جان کردن

نفس در زیر آب زندگانی باختن باشد

8

تهیدستی ندارد جز خجالت حاصل دیگر

که بار بید مجنون سر به زیر انداختن باشد

9

درین در گاه صائب طاعت خاصی است هر کس را

صلاح اهل دولت، کار مردم ساختن باشد

Sources

Persian text source: Ganjoor