غزل شمارهٔ 2401
Toggle stanza 1گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
11
گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
بر امید کاستن همچون قمر می پرورد
22
بیکسان را می کند گردآوری حفظ اله
زال را سیمرغ زیر بال و پر می پرورد
33
از نگاه گرم معشوق است دل را آب و تاب
لعل را خورشید تابان از نظر می پرورد
44
از حرام آن کس که آرد نعمت الوان به دست
خون فاسد را برای نیشتر می پرورد
55
از بزرگان روی دل با زیردستان عیب نیست
زیر دامن کبک را کوه و کمر می پرورد
66
گلشن آرایی که دارد از بصیرت بهره ای
سرو را بیش از درخت پرثمر می پرورد
77
می کند ایام کاهش را به خود چون مه دراز
هر تهی مغزی که تن را بیشتر می پرورد
88
اندکی دارد خبر از اشک دردآلود من
هر که طفلی را به صد خون جگر می پرورد
99
چرخ سنگین دل کند آهن دلان را تربیت
بیضه فولاد تیغ بدگهر می پرورد
1010
پشت آیینه است صائب زنگیان را پرده پوش
چرخ از آن پیوسته صائب بی هنر می پرورد
Sources
Persian text source: Ganjoor

