غزل شمارهٔ 5913
Toggle stanza 1تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
11
تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم
22
از حوصله دیده من گرد برآورد
از بس ز تماشای تو بالید نگاهم
33
بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد
در دایره چشم نگنجید نگاهم
44
شد دیده بیدار مرا خواب پریشان
از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم
55
مشقی که ز نظاره روی تو رساندم
مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم
66
از شرم برون آی که از شرم عذارت
شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم
77
چون موی زیادست گران در نظر من
تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم
88
چون دیدن رخسار لطیف تو محال است
از دیده برآید به چه امید نگاهم؟
99
صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم
از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم
Sources
Persian text source: Ganjoor

