Toggle stanza 1
تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
1

تا روی عرقناک ترا دید نگاهم

زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم

2

از حوصله دیده من گرد برآورد

از بس ز تماشای تو بالید نگاهم

3

بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد

در دایره چشم نگنجید نگاهم

4

شد دیده بیدار مرا خواب پریشان

از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم

5

مشقی که ز نظاره روی تو رساندم

مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم

6

از شرم برون آی که از شرم عذارت

شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم

7

چون موی زیادست گران در نظر من

تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم

8

چون دیدن رخسار لطیف تو محال است

از دیده برآید به چه امید نگاهم؟

9

صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم

از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم

Sources

Persian text source: Ganjoor