Toggle stanza 1
صبح از جان‌های روشن یاد می‌آید مرا
1
صبح از جان‌های روشن یاد می‌آید مرا
شام از تاریکی تن یاد می‌آید مرا
2
از دمِ سردِ خزان برگی که می‌افتد به خاک
از جهان بی‌برگ رفتن یاد می‌آید مرا
3
می‌شوم چون شبنمِ گل آب از تردامنی
چون ازان پاکیزه دامن یاد می‌آید مرا
4
ناله خیزد چون سپند از دانه‌ام بی اختیار
چون ازان صحرا و خرمن یاد می‌آید مرا
5
می‌شود یاقوتی از خونِ جگر منقارِ من
چون ازان فیروزه گلشن یاد می‌آید مرا
6
گوهرم را می دهد گَردِ یتیمی خاکمال
چون ازان دریای روشن یاد می‌آید مرا
7
تیغ می‌گردد الف بر سینهٔ شهبازِ من
گاهگاهی کز نشیمن یاد می‌آید مرا
8
می‌شود چشمم ز حسرت چون یدِ بیضا سفید
چون ز طور و نخلِ ایمن یاد می‌آید مرا
9
طفلِ اشکم، نیست جز گَردِ یتیمی دایه‌ام
کی ز آغوش و ز دامن یاد می‌آید مرا
10
رشتهٔ اشکم به دامن می‌رسد بی‌اختیار
چون ز عیسیٰ همچو سوزن یاد می‌آید مرا
11
نیست تا گل در نظر صائب چو بلبل خامشم
در حضورِ گل ز شیون یاد می‌آید مرا

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor