غزل شمارهٔ 5264
Toggle stanza 1آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
11
آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
راه صواب رابه خطا می کند بدل
22
دنیا گذشته ای که بهشت است مطلبش
از سادگی هوا به هوا می کند بدل
33
دل در تنم ز بیم شبیخون غمزه اش
هر شب هزار مرتبه جا می کند بدل
44
با خواب امن دولت اگر جمع می شود
شب شاه جای خویش چرا می کند بدل
55
آن سرو جامه زیب که عمرش دراز باد
هر روز صد هزار قبا می کند بدل
66
از ظلم خویش ظالم اگر در هراس نیست
پیکان به جسم بهر چه جا می کند بدل
77
گر ره برد جوان به مال شکستگی
قد خدنگ خود به عصا می کند بدل
88
گر درد پای خویش چنین سخت می کند
بیتابی مرا به رضا می کند بدل
99
بی دولت آن که سایه دیوار خویش را
با سایبان بال هما می کند بدل
1010
آرام اگر نمی برد از دل طمع چرا
هر روز جای خویش گدا می کند بدل
1111
صائب ز نقش هرکه دل خویش ساده کرد
آیینه را به آب بقا می کند بدل
Sources
Persian text source: Ganjoor

