غزل شمارهٔ 3213
Poet: Saib
Toggle stanza 1خیال او به تدبیر از دل من برنمیآید
11
خیال او به تدبیر از دل من برنمیآید
که هرگز خارخار از دل به سوزن برنمیآید
22
اگرنه دور باش ناله مرغ چمن باشد
ازین گلزار یک گل پاکدامن برنمیآید
33
به همت میتوان زین خاکدان دل را برآوردن
که بیرستم ز قعر چاه بیژن برنمیآید
44
مکن ای عقل در اصلاح من اوقات خود باطل
که غیر از عشق کار دیگر از من برنمیآید
55
گذشتم از فلکها تا کشیدم پای در دامن
که میگوید که کاری از نشستن برنمیآید؟
66
نگردد جامه فانوس نور شمع را مانع
حجاب جسم با دلهای روشن برنمیآید
77
مشو زنهار بهر جان رهین منت عیسی
که خفاش از خجالت روز روشن برنمیآید
88
مرا از میکشان بر لاله صائب رشک میآید
که تا می در قدح دارد ز گلشن برنمیآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

