غزل شمارهٔ 3215
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز انجم نور مه در دیده روزن نمیآید
11
ز انجم نور مه در دیده روزن نمیآید
ز چندین چشم، کار یک دل روشن نمیآید
22
اگر خواهی سلامت از جهان، سر در گریبان کش
کز این دریا برون کس بیفرو رفتن نمیآید
33
دل روشن مرا دارد ز چشم باز مستغنی
که نور خانه آیینه از روزن نمیآید
44
مشو در راه امن از احتیاط ای راهرو غافل
که موسی بیعصا در وادی ایمن نمیآید
55
ز بیرحمی همان بر روی من در باغبان بندد
ز دست کوته من گرچه گل چیدن نمیآید
66
به روی نرم نتوان کامیاب از خلق شد صائب
شرر بیرون ز صلب سنگ بیآهن نمیآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

