Toggle stanza 1
جگر پاره اگر مایده خوانم شد
1

جگر پاره اگر مایده خوانم شد

چشم شور فلک سفله نمکدانم شد

2

تنگدل داشت پریشانی پرواز مرا

غنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد

3

دست شستم ز جهان، آب حیاتم گردید

پا نهادم به هوا، تخت سلیمانم شد

4

تا درین عالم پرشور نظر کردم باز

تخته مشق دو صد خواب پریشانم شد

5

خامشی از سگ گیرنده کمینگاه بلاست

نیستم ایمن اگر نفس به فرمانم شد

6

از خودی بود به من دامن صحرا زندان

رفتم از خویش برون، شهر بیابانم شد

7

رود نیلم به مکافات عزیزی بخشید

چهره نیلی اگر از سیلی اخوانم شد

8

کرد از تهمت اگر مصر غبار آلودم

دامن پاک، کلید در زندانم شد

9

صائب از خامه من سنبل تر می ریزد

تا دل آشفته آن زلف پریشانم شد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3427 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood