غزل شمارهٔ 3427
Toggle stanza 1جگر پاره اگر مایده خوانم شد
11
جگر پاره اگر مایده خوانم شد
چشم شور فلک سفله نمکدانم شد
22
تنگدل داشت پریشانی پرواز مرا
غنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد
33
دست شستم ز جهان، آب حیاتم گردید
پا نهادم به هوا، تخت سلیمانم شد
44
تا درین عالم پرشور نظر کردم باز
تخته مشق دو صد خواب پریشانم شد
55
خامشی از سگ گیرنده کمینگاه بلاست
نیستم ایمن اگر نفس به فرمانم شد
66
از خودی بود به من دامن صحرا زندان
رفتم از خویش برون، شهر بیابانم شد
77
رود نیلم به مکافات عزیزی بخشید
چهره نیلی اگر از سیلی اخوانم شد
88
کرد از تهمت اگر مصر غبار آلودم
دامن پاک، کلید در زندانم شد
99
صائب از خامه من سنبل تر می ریزد
تا دل آشفته آن زلف پریشانم شد
Sources
Persian text source: Ganjoor

