غزل شمارهٔ 4951
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش
ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش
مگر این گردرا بشکافدازهم تیرمژگانش
شکوه حسن او بی دست و پا دارد تماشارا
ازان خواب فراغت می کند دایم نگهبانش
ز طفلی گرچه پشت وروی تیغ از هم نمیداند
سراسر می رود در سینه ها زخم نمایانش
به چشم من سیه کرده عالم راسیه چشمی
که گیرد صبح محشر نسخه از چاک گریبانش
ز بیماری ندارد چشم اوپروای دل بردن
ولی در صید دلهاپنجه شیرست مژگانش
چه گل چیند ز رخسار حجاب آلود او عاشق ؟
که گلچین می رود بادست خالی از گلستانش
کجا افتد به فکر ما اسیران ناز پروری
که باشد یوسف مصر از فراموشان زندانش
چرا از دست می رفتم،چرا بیمار می بودم؟
اگر می بود بربالین من سیب زنخدانش
مرا سیمین بری آتش به خرمن می زند صائب
که برگ گل نماید کار اخگر درگریبانش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
سگ آن عزت کجا دارد که بنشانند بر خوانش؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1196
تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانش
هزار آیینه یک گل میدهد از طرف بستانش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1813
جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش
بود چون شبنم گل دلنشین هر زخم پیکانش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1814
ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش
شکست ما تماشا کن مپرس از رنگ پیمانش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1815
ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانش
خط مشکین دمید آخر ز موج گرد دامانش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1816
معلم کیست عشق و کنج خاموشی دبستانش
سبق نادانی و دانا دلم طفل سبق خوانش
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 11 - قصیدهٔ جلاء الروح در جواب قصیدهٔ مرآت الصفا یا بحرالابرار یا قصیدهٔ شینیهٔ خاقانی
پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1224
دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
هزاران یوسف مصرست پیدا در گریبانش
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 196
چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش
که با هوش آیم و در سینه دزدم نیش پیکانش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 411
خوشا روز و شب کلکته و عیش مقیمانش
گورنر مهر و مکناتن بهادر ماه تابانش
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
Sources
Persian text source: Ganjoor

