Toggle stanza 1
درون دل بود یار از جهان گل چه می‌خواهی؟
1

درون دل بود یار از جهان گل چه می‌خواهی؟

گهر در سینه بحرست از ساحل چه می‌خواهی؟

2

سر آزاده‌ای چون سرو ازین بستان‌سرا داری

ازین بالاتر از دنیای بی‌حاصل چه می‌خواهی؟

3

فشاندی گرد هستی را درین وحشت‌سرا از خود

ز بال و پرفشانی دیگر ای بسمل چه می‌خواهی؟

4

کلید از خانه باشد غنچه سربسته دل را

گشاد از دیگران در حل این مشکل چه می‌خواهی؟

5

به جنس خویش می‌گویند هر جنسی بود مایل

اگر باطل نه‌ای از عالم باطل چه می‌خواهی؟

6

دعای بی‌غرض در سینه باشد بی‌نیازان را

ازین مشت گدا رو همت ای غافل چه می‌خواهی؟

7

فروغ حسن لیلی می‌کند در لامکان جولان

تو ای مجنون ز جیب و دامن محمل چه می‌خواهی؟

8

نشد از محو گشتن چشم حیران ترا مانع

مروت بیش ازین از خنجر قاتل چه می‌خواهی؟

9

سر و جان باخت در راهت، دل و دین ریخت در پایت

دگر ای سنگدل از صائب بیدل چه می‌خواهی؟

Sources

Persian text source: Ganjoor