Toggle stanza 1
چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
1

چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟

روشندلی کجاست به جان گفتگو کنم؟

2

تلقین خون مرده دلم را سیاه کرد

تا چند با سیاه دلان گفتگو کنم؟

3

روشندلی نمانده درین باغ و بوستان

با خود مگر چو آب روان گفتگو کنم

4

خیزد ز شیشه خانه دل بانگ الامان

هر جا من شکسته زبان گفتگو کنم

5

لوح سیاه کرده پذیرای نقش نیست

چون خامه من به ساده دلان گفتگو کنم

6

با تیغ او که از رگ جانهاست جوهرش

چون من برای خرده جان گفتگو کنم؟

7

صائب ز پیچ و تاب گره می شود سخن

گاهی کز آن دهان و میان گفتگو کنم

Sources

Persian text source: Ganjoor