غزل شمارهٔ 43
Toggle stanza 1در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
11
در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
خرقهپوش جوفروش خالی از معنی منم
22
بتپرست صورتی در خانهٔ مَکر و حِیَل
با منات و با سواع و لات و با عزی منم
33
میزنم لاف از رجولیت ز بیشرمی ولیک
نفس خود را کرده فاجر چون زن چنگی منم
44
زیر این دلق کهن فرعون وقتم بی ریا
میکنم دعوی که بر طور غمش موسی منم
55
رفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیک
بتپرست اندر میان قومْ استثنی منم
66
سعدیا از دُرد صافی همچو من شو همچو من
زآن که با مِی، مستحّبِ حضرت مولی منم

