غزل شمارهٔ 35
Poet: Saadi
Toggle stanza 1هر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش
11
هر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش
تکیه بر هستی مکن در نیستی مردانه باش
22
کی بود جای ملک در خانهٔ صورت پرست
رو چو صورت محو کردی با ملک همخانه باش
33
پاک چشمان را ز روی خوب دیدن منع نیست
سجده کایزد را بود گو سجده گه بتخانه باش
44
گر مرید صورتی در صومعه زنار بند
ور مُرائی نیستی در میکده فرزانه باش
55
خانه آبادان درون باید نه بیرون پر نگار
مرد عارف اندرون را گو برون دیوانه باش
66
عاشقی بر خویشتن چون پیله گرد خویش تن
ور نه بر خود عاشقی جانباز چون پروانه باش
77
سعدیا قدری ندارد طمطراق خواجگی
چون گهر در سنگ زی چون گنج در ویرانه باش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باش
با هزاران در پس دیوار خود چون شانه باش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1764
ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش
ساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1248
روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش
آشناتر با می از خطِ لبِ پیمانه باش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4865
در گلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
هرکجا دامِ تماشایی که بینی دانه باش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4866
طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش
اول از میخانه بودی آخر از بتخانه باش
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 351

