قصیدهٔ شمارهٔ 54 - در ستایش
Poet: Saadi
Toggle stanza 1به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی
به اتفاق همایون و طلعت میمون
دری ز شادی بر روی خلق بگشادی
به هر مقام که پای مبارکت برسد
زمانه را نرسد دست جور و بیدادی
بزرگ پیش خداوند بندهای باشد
که بندگان خدایش کنند آزادی
بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم
جز آن متاع نیابی که خود فرستادی
تو را سلامت دنیا و آخرت باشد
که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی
دعای زندهدلانت بلا بگرداند
غم رعیت و درویش بردهد شادی
خدای عزوجل از تو بنده خشنودست
وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی
ملوک روی زمین بر سواد منشورت
نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه باده بود که در دور از بگه دادی
که میشکافد دور زمانه از شادی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3052
بداد پندم استاد عشق ز استادی
که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3099
پدید گشت یکی آهوی در این وادی
به چشم آتش افکند در همه نادی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3103
Sources
Persian text source: Ganjoor

