شمارهٔ 190
Toggle stanza 1تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند
11
تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند
هرگزش نیک نباشد بد نیکی فرمای
22
ملک و دولت را تدبیر بقا دانی چیست
کو به فرمان تو باشد تو به فرمان خدای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در تو، ای دوست به خون ریختنم داری رای
تو همین روی نما، تیغ خود از خون پالای
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1917
نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
در فروبند و همان گنده کسان را میگای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2867
بود درکتم عدم بکر طبیعت را جای
که خرد بر سرش استاده همی گفت برآی
UrfiQasideh-haشمارهٔ 57 - در تهنیت تولد فرزند خانخان
چه دعا گویمت ای سایهٔ میمون همای
یارب این سایه بسی بر سر اسلام بپای
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 53 - در ستایش ترکان خاتون و پسرش اتابک محمد

