شمارهٔ 46
Toggle stanza 1به یک سال در جادویی ارمنی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
با طایفه دانشمندان در جامع دمشق بحثی همیکردم که جوانی در آمد و گفت: در این میان کسی هست که زبان پارسی بداند؟
غالب اشارت به من کردند.
SaadiGolestanباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 1
ابوهُرَیْرَه، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ، هر روز به خدمتِ مصطفی، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ، آمدی. گفت: یا اَباهُرَیْرَةٍ! زُرْنی غِبّاً، تَزْدَدْ حُبّاً: هر روز میا تا محبّت زیادت شود.
صاحبدلی را گفتند: بدین خوبی که آفتاب است، نشنیدهایم که کس او را دوست گرفته است و عشق آورده. گفت: برای آنکه هر روز میتوان دید مگر در زمستان که محجوب است و محبوب.
SaadiGolestanباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 29
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
SaadiGolestanباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 6
نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.
موحد چه در پای ریزی زرش
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 103

