غزل شمارهٔ 30
Poet: Saadi
Toggle stanza 1هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
11
هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود
22
بایزیدی و جنیدیش بباید تجرید
ترک و تجرید مشایخ به تو معلم نشود
33
آنچه در سر ضمایر بودش شیخ کبیر
هر کسی در سر اسرار مفهم نشود
44
تا ز دنیا نکند ترک سلاطین جهان
سالک راه و گزین همه عالم نشود
55
ترک دنیا نکنی نعمت عقبی طلبی؟
این دو عالم به تو یکجای مسلم نشود
66
گر خردمندی از اوباش جفایی بیند
شادمان گردد و دیگر به سر غم نشود
77
سنگ بدگوهر اگر کاسهٔ زرین شکند
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
88
سعدیا گر به تو درد است به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود
Zameen

