شمارهٔ 150
Toggle stanza 1دل مبند ای حکیم بر دنیا
11
دل مبند ای حکیم بر دنیا
که نه چیزیست جاه مختصرش
22
شکر آنان خورند ازین غدار
که ندانند زهر در شکرش
33
پیش ازان کز نظر بیفکندت
ای برادر بیفکن از نظرش
44
هیچ مهلت نمیدهد ایام
که نه برمیکند به یکدگرش
55
خرد بینش به چشم اهل تمیز
که بزرگی بود بدین قدرش
66
زندگانی و مردنش بد بود
که نماند و بماند سیم و زرش
Zameen

