غزل شمارهٔ 55
Poet: Saadi
Toggle stanza 1شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
11
شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
ز عشرت میپرستان را، منور بود کاشانه
22
ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در سرای دل
که تا قصر دماغ ایمن بود ز آواز بیگانه
33
چو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلس
به نافرزانگی گفتند کاول مرد فرزانه
44
به تندی گفتم آری من، شراب از مجلسی خوردم
که مه پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
55
دلی کز عالم وحدت، سماع حق شنیدهست او
به گوش همتش دیگر، کی آید شعر و افسانه
66
گمان بردم که طفلانند وز پیری سخن گفتم
مرا پیری خراباتی، جوابی داد مردانه
77
که نور عالم عِلْوي، فرا هر روزنی تابد
تو اندر صومعش دیدی و ما در کنج میخانه
88
کسی کآمد در این خلوت، به یکرنگی هویدا شد
چه پیری عابد زاهد، چه رند مست دیوانه
99
گشادند از درون جان درِ تحقیقْ سعدی را
چو اندر قفل گردون زد کلید صبح دندانه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه
پریشانی زلفت را فراهم کی کند شانه؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1768
گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
کنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 868
زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه
زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2298

