به نانهاده دست نرسد و نهاده هر کجا هست برسد.
شنیدهای که سکندر برفت تا ظلمات
به چند محنت و خورد آن که خورد آب حیات
What is not placed cannot be reached by the hand and whatever is placed will be reached wherever it is.
Hast thou heard that Alexander went into the darkness And after all his efforts could not taste the water of immortality?
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زهی فراق تو چون مرگ هادم اللذات
حیات و دولت وصل تو متحد بالذات
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 28
ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 474
برات عاشق نو کن رسید روز برات
زکات لعل ادا کن، رسید وقت زکات
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 482
چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
به هر که قدر تو دانست میدهند برات
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 487

