غزل شمارهٔ 344
Poet: Saadi
Toggle stanza 1ساقی بده آن شراب گلرنگ
11
ساقی بده آن شراب گلرنگ
مطرب بزن آن نوایْ بر چنگ
22
کز زهد ندیدهام فتوحی
تا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
33
خون شد دل من ندیده کامی
اِلّا که برفت نام با ننگ
44
عشق آمد و عقل همچو بادی
رفت از بر من هزار فرسنگ
55
ای زاهد خرقهپوش تا کی
با عاشق خستهدل کنی جنگ؟
66
گِرد دو جهان بگشته عاشق
زاهد بنگر نشسته دلتنگ
77
من خرقه فکندهام ز عشقت
باشد که به وصل تو زنم چنگ
88
سعدی همه روز عشق میباز
تا در دو جهان شوی به یک رنگ
Zameen

