غزل شمارهٔ 284
Poet: Saadi
Toggle stanza 1به کوی لالهرخان هر که عشقباز آید
11
به کوی لالهرخان هر که عشقباز آید
امید نیست که دیگر به عقل بازآید
22
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید
قضا همی بردش تا به چنگ باز آید
33
ندانم ابروی شوخت چگونه محرابیست
که گر ببیند زندیق در نماز آید
44
بزرگوار مقامی و نیکبخت کسی
که هر دم از در او چون تویی فراز آید
55
تُرش نباشم اگر صد جواب تلخ دهی
که از دهان تو شیرین و دلنواز آید
66
بیا و گونه زردم ببین و نقش بخوان
که گر حدیث کنم قصهای دراز آید
77
خروشم از تَف سینهست و ناله از سر درد
نه چون دگر سخنان کز سر مجاز آید
88
به جای خاک، قدم بر دو چشم سعدی نِه
که هر که چون تو گرامی بوَد به ناز آید
Zameen

