غزل شمارهٔ 448
Poet: Saadi
Toggle stanza 1خوشا و خُرّما وقت حبیبان
11
خوشا و خُرّما وقت حبیبان
به بوی صبح و بانگ عندلیبان
22
خوش آن ساعت نشیند دوست با دوست
که ساکن گردد آشوب رقیبان
33
دو تن در جامهای چون پسته در پوست
برآورده دو سر از یک گریبان
44
سزای دشمنان این بس که بینند
حبیبان روی در روی حبیبان
55
نصیب از عمر دنیا نقد وقت است
مباش ای هوشمند از بینصیبان
66
چو دانی کز تو چوپانی نیاید
رها کن گوسفندان را به ذئبان
77
من این رندان و مستان دوست دارم
خلاف پارسایان و خطیبان
88
بهل تا در حق من هر چه خواهند
بگویند آشنایان و غریبان
99
لب شیرینلبان را خصلتی هست
که غارت میکند هوش لبیبان
1010
نشستم با جوانمردان اوباش
بشستم هر چه خواندم بر ادیبان
1111
که میداند دوای درد سعدی
که رنجورند از این علت طبیبان
Zameen

