غزل شمارهٔ 205
Poet: Saadi
Toggle stanza 1اگر سروی به بالای تو باشد
11
اگر سروی به بالای تو باشد
نه چون بَشْنِ دلارای تو باشد
22
و گر خورشید در مجلس نشیند
نپندارم که همتای تو باشد
33
و گر دوران ز سر گیرند هیهات
که مولودی به سیمای تو باشد
44
که دارد در همه لشکر کمانی
که چون ابروی زیبای تو باشد
55
مبادا ور بود غارت در اسلام
همه شیراز یغمای تو باشد
66
به رای خود نشاید در تو پیوست
همیسازیم تا رای تو باشد
77
دو عالم را به یک بار از دل تنگ
برون کردیم تا جای تو باشد
88
یک امروزست ما را نقد ایام
مرا کی صبر فردای تو باشد
99
خوشست اندر سر دیوانه سودا
به شرط آن که سودای تو باشد
1010
سر سعدی چو خواهد رفتن از دست
همان بهتر که در پای تو باشد
Zameen

