غزل شمارهٔ 49

Toggle stanza 1
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
1
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست
2
من در این جایْ همین صورت بی‌جانم و بس
دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست
3
تنم اینجاست سَقیم و دلم آنجاست مُقیم
فلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاست
4
آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آری
سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست
5
درد دل پیش که گویم؟ غم دل با که خورم؟
روم آنجا که مرا مَحرم اسرار آنجاست
6
نکند میلْ دل من به تماشای چمن
که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست
7
سعدی این منزل ویران چه کنی؟ جای تو نیست
رخت بربند که منزلگه احرار آنجاست

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor