غزل شمارهٔ 435
Poet: Saadi
Metre: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
Rhyme: مانیزهمبدنیستیم
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1ای سروبالایِ سهی، کز صورت حال آگهی
11
ای سروبالایِ سهی، کز صورت حال آگهی
وز هر که در عالم بهی، ما نیز هم بد نیستیم
22
گفتی «به رنگ من گلی، هرگز نبیند بلبلی»
آری نکو گفتی ولی، ما نیز هم بد نیستیم
33
تا چند گویی «ما و بس»؟ کوته کن ای رعنا و بس
نه خود تویی زیبا و بس، ما نیز هم بد نیستیم
44
ای شاهد هر مجلسی! وآرام جانِ هر کسی!
گر دوستان داری بسی، ما نیز هم بد نیستیم
55
گفتی که «چون من در زمی، دیگر نباشد آدمی»
ای جان لطف و مردمی! ما نیز هم بد نیستیم
66
گر گلشن خوشبو تویی، ور بلبل خوشگو تویی
ور در جهان نیکو تویی، ما نیز هم بد نیستیم
77
گویی «چه شد کآن سروبن، با ما نمیگوید سخُن؟»
گو «بیوفایی پر مکن»، ما نیز هم بد نیستیم
88
گر تو به حسن افسانهای، یا گوهر یک دانهای
از ما چرا بیگانهای؟ ما نیز هم بد نیستیم
99
ای در دلِ ما داغ تو! تا کی فریب و لاغ تو؟
گر به بود در باغِ تو، ما نیز هم بد نیستیم
1010
باری غرور از سر بنه، وانصاف دردِ من بده
ای باغ شفتالو و به! ما نیز هم بد نیستیم
1111
گفتم «تو ما را دیدهای، وز حال ما پرسیدهای»
پس چون ز ما رنجیدهای، ما نیز هم بد نیستیم
1212
گفتی «به از من در چگل، صورت نبندد آب و گل»
ای سستمهر سختدل! ما نیز هم بد نیستیم
1313
سعدی گر آن زیباقرین، بگزید بر ما همنشین
گو «هر که خواهی برگزین»، ما نیز هم بد نیستیم

