غزل شمارهٔ 237
Poet: Saadi
Toggle stanza 1یار باید که هر چه یار کند
11
یار باید که هر چه یار کند
بر مراد خود اختیار کند
22
زینهار از کسی که در غم دوست
پیش بیگانه زینهار کند
33
بار یاران بکِش که دامنِ گل
آن بَرَد کاحتمالِ خار کند
44
خانه عشق در خراباتست
نیکنامی در او چه کار کند ؟
55
شهربند هوای نفس مباش
سگ شهر استخوان شکار کند
66
هر شبی یار شاهدی بودن
روز هشیاریت خمار کند
77
قاضی شهر عاشقان باید
که به یک شاهد اختصار کند
88
سر سعدی سرای سلطانست
نادر آن جا کسی گذار کند
Zameen

