غزل شمارهٔ 174
Poet: Saadi
Toggle stanza 1آن شکرخنده که پُرنوش دهانی دارد
11
آن شکرخنده که پُرنوش دهانی دارد
نه دل من که دل خلقِ جهانی دارد
22
به تماشای درخت چمنش حاجت نیست
هر که در خانه چُنو سرو روانی دارد
33
کافران از بت بیجان چه تمتع دارند؟
باری آن بت بپرستند که جانی دارد
44
ابرویش خم به کمان ماند و قد راست به تیر
کس ندیدم که چنین تیر و کمانی دارد
55
علت آنست که وقتی سخنی میگوید
ور نه معلوم نبودی که دهانی دارد
66
حجت آنست که وقتی کمری میبندد
ور نه مفهوم نگشتی که میانی دارد
77
ای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویش
با کسی گوی که در دست عنانی دارد
88
عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
99
سعدیا کشتی از این موج به در نتوان برد
که نه بحریست محبت که کرانی دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد
بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 125
هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد
هر حبابی ز محیط تو جهانی دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3320
عاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
عاشق آنست که بر کف دو جهانی دارد
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 27

